Friday, September 19, 2008

کجائی ای ز جان خوشتر شبت خوش باد من رفتم

هنوز اندر خم یک کوچه ام ، یک کوچه بن بست

خدا رحمت کنه صادق هدایت رو
یه چیزی تو جوونی بهم گفت که تا دنیاست تو گوشمه
گفت آدمیزاد یه سرمایه بزرگ داره

نه از ترس ، دنیا تنگه ، بهت توهین شد طاقت نیاوردی یا خوردی به بن بست برو سراغ سرمایت ، پول دفنتو آماده کن مزاحم کسی نباشی ، خدافظ
شیطان روزی با من چنین گفت
خدا را نیز دوزخیست ، دوزخ او عشق به انسانهاست
و چندی پیش شنیدم که گفت
.... خدا مرده است
عشق به انسانها او را کشت
»زرتشت«

26 Comments:

Blogger sohrab ghavami said...

یه شب تا صبح فکر کردم
درد من با عاشقی و عشق هم درست نمیشه
....

9:33 PM  
Anonymous ............... said...

داری چی کار میکنی با خودت
..........
آره قصتو شنیدمو از یادم رفت
.......
از یادم
.......

5:29 PM  
Anonymous ............. said...

واست نگرانم
مهدی
یه خواهش
به خودت فرصت بده
باشه
........................

9:03 PM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

سلام
.
چي شده؟
يعني رسيدي آخر خط؟
اگه بدوني بازم راه ادامه داره چي؟
نميخواي بري؟
نميخواي بازم فرصت بدي به خودت؟
نميخواي به خودت ايمان داشته باشي؟
به توناييت
به خداي خودت
به قدرتت
يه قدرت بزرگ
چيزي كه فراموشش كردي
قلبت
ذهنت
دلت
حست
بودنت
اينا قدرت توست
ميخواي فرار كني؟
ميخواي كجا بري؟
فكر ميكني اونجا راحتي؟
تو كه از اينجا خسته شدي
تو كه ميخواي از اينجا به اين زودي دل بكني
اونجا هم خسته ميشي
اونجا هم ميزنه زير دلت
اونجا هم كم مياري
باش
اميد داشته باش
بجنگ
ثابت كن كه دنيات تموم نشده تا زماني كه زنده اي
(نميخوام شعار بدم و يا حرف بيهوده بزنم.... فقط دلم نميخواد دوستمو در اين وضعيت ببينم... نميخوام)
كاش يه كم ....
.
نميدونم چي بگم؟ چون ميدونم فايده نداره
تا وقتي خودت بخواي همينه
موفق باشي
تونستي يه سر بزن
خوشحال ميشم
يا حق
(شوريده .... مرسا و ابراهيم)

3:05 PM  
Anonymous زئوس said...

http://khodaye-zamin.blogfa.com/

5:29 PM  
Anonymous Anonymous said...

نمیدانم کدام پل ... کجای این جهان شکسته است ... که هیچ کس به مقصد نمی رسد !

من به عاطفه ... به مهر ... محبت ... و عشق ایمان دارم ...



رها

7:17 PM  
Anonymous نگار said...

اگر هيچ قدمي در هيچ راهي برنداري،
حق داري باور كني كه دنيا به آخر رسيده است !
........

خوش باشی وشادشاد
نگار

4:51 PM  
Anonymous نگار said...

سلام
خوبی
دیروز هر کار کردم کامنت دونیت باز نشد
میخواستم بگم عیدت مبارک
راستی
کم پیدا شدی
..................
خوش باشی وشادشاد
نگار

7:47 PM  
Anonymous نگار said...

وقتی بزرگ می شوی
دیگر خجالت می كشی به گربه ها سلام كنی
و برای پرنده هایی كه آوازهای نقره ای می خوانند
دست تكان بدهی
خجالت می كشی دلت شور بزند
برای جوجه قمری هایی كه مادرشان بر نگشته،
فكر می كنی آبرویت می رود
اگر یكروز مردم (همانهای كه خیلی بزرگ شده اند)دل شوره های قلبت را ببینند
...و به تو بخندند
وقتی بزرگ می شوی
دیگر نمی ترسی كه نكند فردا صبح خورشید نیاید،
حتی دلت نمی خواهد پشت كوهها سرك بكشی
و خانه خورشید را از نزدیك ببینی
دیگر دعا نمی كنی برای آسمان كه دلش گرفته ،
حتی آرزو نمی كنی كاش قدت می رسید و اشكهای آسمان را پاك می كردی
وقتی بزرگ می شوی قدت كوتاه می شود
آسمان بالا می رود
و تو دیگر دستت به ابرها نمی رسد
و برایت مهم نیست
كه توی كوچه پس كوچه های پشت ابرها ستاره ها چه بازی می كنند
آنها آنقدر دورند كه تو حتی لبخندشان را هم نمی بینی
و ماه ، همبازی قدیم تو
آنقدر كمرنگ می شود
كه اگر تمام شب را هم دنبالش بگردی پیدایش نمی كنی
وقتی بزرگ می شوی دور قلبت سیم خاردار می كشی
و درمراسم تدفین درختها شركت می كنی
و فاتحه تمام آوازها و پرنده ها را می خوانی
و یكروز یادت می افتد
دستانت را در كوچه های كودكی جا گذاشته ای ،
آنروز دیگر خیلی دیر شده است
فردای آنروز تو را به خاك می دهند و می گویند: خیلی بزرگ شده بود !!!!!!!!!!


واسه مردن عجله نکن
میاد
زودتر از اونچیزی که فکرشو بکنی
واسه بزرگ شدنم همین طور
..........

خوش باشی وشادشاد
نگار

2:11 PM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

سلام
چرا نيستي؟
چرا نمينويسي؟
فرصتها اگه از دست بره ميخواي چي كار كني؟
يه روز بلند ميشي و ميبيني كه ديگه نه فرصت نوشتن داري و نه دل و دماغ آن
پس تا زنده اي بنويس
زندگي كن
دردها...غصه ها... نامردمي ها... مرگ خودش به سراغت مي آيد
شوريده(مرسا)
پس زياد دنبالشون نگرد
حالا كه هستي پس واقعا باش
و براي بودن خودت ارزش قائل شو
اين تويي كه به خود ت ارزش و شخصيت ميدي نه ديگران
منتظر نوشته هات هستم
اميدوارم اينبار از بودن و شادي بنويسي
اينو از ته دلم آرزو ميكنم
.
.
به روزم
تونستي يه سر بزن
موفق و شاد باشي
يا حق

10:28 AM  
Anonymous نگار said...

از روزهای رفته نگو

روزهای مانده را تعریف کن

............

خوش باشی
از توصیت به عنوان یه دوست ممنون

نگار

1:15 PM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

سلام
ممنون از حضور قشنگت
خيلي خوشحالم كردي
منظورت از (ف) چي بود؟ حتما بايد فهميده باشي من خيلي تيز نيستم...متاسفانه درست نفهميدم
كلا متنتي كه برام نوشتي خيلي مشوش بود با اينكه كلي حرف توش بود
همينقدر كه فهميدم بايد بگم كه: خدا ما رو آفريده تا دوباره بشيم خودش...حرفتو قبول دارم كه خدا بالاترين هر چيزه... و ميتونه باشه... اما اين دل ما وقتي ميتونه عشق بزرگ خدا رو در خودش جا بده و به اون كمال برسه كه بتونه چيزهاي كوچيك رو پشت سر بذاره...پا تو عرصه زندگي بذاره...امتحان بشه...عشق كوچيك رو تجربه كنه تا ظرفيتش بره بالا... اونقدر سختي بكشه تا لياقت پيدا كنه...پس خدا هيچ وقت جلوي پاي عاشقي كه هدف زيبا و مقدسي داره سنگ نميندازه...بلكه كمك ميكنه تا عشقش بشه خدايي...تا در آخر به خودش برسه
اين نظر من بود...هركس يه عقيده اي داره ديگه
همينقدر كه از حرفات فهميدم گفتم..اگه بازم فهميدم ميام دوباره
( خودمونيما خيلي سخت حرف ميزني...رك باش و راحت..البته شايد من مشكل دارم) ممنون كه اومدي
درضمن: آپ كن ديگه...منتظر نوشته هات هستم
هيچ وقت به فكر رفتن نباش كه خيلي عصبي ميشما
گفته باشم
موفق باشي و عاشق
يا حق
شوريده(مرسا) و ابراهيم

9:46 PM  
Anonymous نگار said...

سلام
خوبی

میخواستم منم همون حرفای مرسارو بهت بزنم ولی مثل اینکه اون پیش دستی کرده
یادمه یه بارم البته خیلی قبلنا توی یکی از کامنتا جوابمو راجع به این سوالت دادم
واسه همین نمی خوام حرفای قبلی رو تکرار کنم
فقط چند تا جمله
همین
اگر تنهاترین تنها شوم باز هم خدا هست

او جانشین تمام نداشتنها در زمین است
.............
میدونی
اگه واقعا خدا رو بشناسی (البته نمی گم خودمم کامل شناختمش اصلا
(
دوباره میگم
اگه واقعا خدا رو شناخته باشی
بهش نمی گی حسود
بهش میگی دلبر
او جانشین تمام نداشتنهایت می شود
................

البته نمی خوام با کامنتام نصیحتت کنم فقط منظورم این بود که یه ذره به خودت فرصت بدی
همین
میدونی
تجربه کردن بعضی چیزا گرون تموم میشه
..........
کاش میتونستی خودکشی رو هم تجربه کنی
اما فقط تجربش کنی
.........

اینا فقط یه سری حرفای دوستانه بود همین
گاهی وقتا به وبلاگم سر بزن
به عنوان یه دوست و مثل یه دوست واسم کامنت بذار
...........
خوش باشی وشادشاد
نگار

11:30 AM  
Anonymous نگار said...

البته جواب من به کامنتت
این حرفایی که الان گفتم به اضافه ی حرفای تکراری قبلی
.......

نگار

11:41 AM  
Anonymous عاشق او said...

سلام

نمی دونم چی بگم...
اما هر وقت میام اینجا نمی دونم چرا دلم یک جورایی دلم میگیره..
شاید واسه اینکه دوست ندارم ببننم یکی به درد من دچار شده..
شاید لازم باشه خودتون رو رها کنین...
از هرچیزی که بویی از تعلقات دنیوی داره..
بزارین دنیا هر جور که دوست داره واسه خودش بره جلو.. یک روز مطمئنا خسته میشه

چرا دردمون مشترکه؟!

www.a2t2i2.blogfa.com

11:42 PM  
Anonymous عاشق او said...

سلام

نمی دونم چی بگم...
اما هر وقت میام اینجا نمی دونم چرا دلم یک جورایی دلم میگیره..
شاید واسه اینکه دوست ندارم ببننم یکی به درد من دچار شده..
شاید لازم باشه خودتون رو رها کنین...
از هرچیزی که بویی از تعلقات دنیوی داره..
بزارین دنیا هر جور که دوست داره واسه خودش بره جلو.. یک روز مطمئنا خسته میشه

چرا دردمون مشترکه؟!

www.a2t2i2.blogfa.com

11:42 PM  
Anonymous نگار said...

جواب کامنتت چون خیلی شد واست میلش کردم
لطفا بخونش
مرسی

نگار

4:03 PM  
Anonymous baghche said...

salam
man ham baraye khodam doyai daram.donya be zibayi tamame in alam.vali faghat zibayi.
harvaght az in donya kharej misham ba tamame vojudam hazrate dost ro dar aghosh migiram.
manam yek omr ba faryad zadan khamosh shodam.
azize delam,be donbale eshgh budan dar in donya az jens adam divanegist.
zaman
zaman
zaman
zaman
zaman

9:56 AM  
Anonymous عاشق او said...

سلام

والا من از خود کشی خوشم نیماد!
یعنی هنوزم منتظرم!
منتظرم که یک روزی این روز ها تموم بشه وبه اون چیزی که می خوام برسم
یک ارامش ... یک انگیزه ی زیاد واسه بودن
فکر می کنی اگه ازداج کنی باز هم این فکر خودشی به سرت می زنه؟
فکر کنم دردا همش از تنهایی است
نه؟
من هنوز عاشقم
عاشق خدا
پس بزار .... بمونیم


www.a2t2i2.blogfa.com

6:13 PM  
Anonymous نگار said...

سلام
خوبی

انقدر کم پیدا شدی که گاهی از یاد میری
تقصیر من نیست
تقصیر توام نیست
.............
روزگار عجیبیه

.......
راستی عیدت مبارک
باید بهت عیدی بدم
فقط یه دعا
دعا می کنم عاقبت به خیر بشی
.......
اعتراض نکن
باید بهت عیدی میدادم
...........

علی"
" یا علی گفتیم و عشق آغاز شد "
دعا یادت نره

خوش باشی وشادشاد
نگار

11:08 AM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

سلام
خوبي؟
كجايي؟
چرا ديگه نمينويسي؟
نوشتن يادت رفته؟
شايدم خودتو فراموش كردي؟
سعي كن بنويسي
نوشتن به آدم روحيه ميده
آدمو ياد دلش ميندازه
ياد اطرافش
ياد خدا
ياد اينكه هنوز زنده اي
پس بنويس
زنده باش
براي خدا
.
.
به روزم
بيا
يه رد پا از دوست غنيمته
.
موفق باشي
ياحق

1:04 PM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

سلام دوست قديمي
خوبي؟
چرا ديگه نمي نويسي؟
لا اقل از خودت بگو
اينجوري نگران ميشيم
جدي ميگم
بدون تعارف يا خوش زبوني
يه چيزي از خودت بگو
.
.
ممنون كه اومدي
و ممنون كه همشو خوندي
ميدونم زمان ميخواد و حوصله كه همشو بخوني
لطف كردي
.
.
به روزم
وقت كردي و حوصله داشتي بيا
خوشحال ميشم
درضمن خودتم بنويس
فهميدي؟
) اين دعوا بود(
يا حق

2:44 PM  
Anonymous نگار said...

آخه چرا؟؟؟
بوی غربت...........
..........
چرا انقدر ساکتی
حرف بزن
حرف بزن
حرف بزن
.........
آپ کن
......

مواظب خودت باش
همیشه بخند
نگار

11:18 AM  
Anonymous نگار said...

با اینکه تنها دویدن را دوست دارم، با اینکه مسیرهایی را که انتخاب می کنم که با آدم ها روبرو نشوم، با اینکه ساعاتی را برای دویدن انتخاب می کنم که خلوت ترین ساعات شبانه روز هستند، همیشه یک جور نیاز به دیده شدن در وجودم هست. حتی وقتی تا کیلومترها ماشینی دیده نمی شود و اتوبان خالی خالی است، همیشه فکر می کنم کسی هست که مرا می بیند. کمرم را صاف می کنم و استیل دویدن را نگه می دارم. حتی با آن نفر خیالی حرف می زنم. مثلا می گویم : شما چطورید ؟ من بد نیستم و فکر می کنم امشب شب خوبی باشد. یا می گویم :

می دانی ! زندگی تکرار نمی شود و این عمل کردن را غیر ممکن می کند. اما می شود بهترین حس را داشت و من گاهی دارم.

" از : مهدی ربی "

نگار

11:42 AM  
Anonymous Anonymous said...

دیگه دلی نمونده که جور دل کبوتر بزنه.ممنونم که اومدی.ممنونم که هنوز سر میزنی.چرا دیگه نمی نویسی؟
رها(اتاق زیر شیروانی)

2:10 AM  
Anonymous شوريده(مرسا) و ابراهيم said...

ديگه دارم قاطي ميكنماااا
ببخشين سلام
آخه از بس نمينويسي آدم قاطي ميكنه
بنويس ديگه
حرف بزن
ناله كن
هر چي دوست داشتي بنويس
ناسزا بگو
هر چي
مهم نيست
فقط بنويس
دلم ميگيره ميام اينجا رو ساكت ميبينم
.
.
ممنون از اينكه اومدي پيشم
ولي بنويس تا خوشحال تر بشيم
باشه؟
بازم به روزم
و منتظرت
دفعه ي بعد بيام و ننوشته باشي اونوقت.......

يا حق

1:06 PM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home