Monday, August 13, 2007

عشق تازی

از اینکه جوانتر از آنی جوانتر نه از اینکه هنوز آنقدر بچه هستی که سنگینی درک این نامه را به دوشهایت تحمل می کنی از تو معذرت می خواهم
می دونی
دلم می خواد دم غروب روی ماسه های کنار ساحل جهت مخالف هم دراز بکشیم
هم غروب خورشید رو ببینیم که داره آروم خداحافظی می کنه و هم چشمک زدن ستاره ها رو که دارن یواش سلام می کنن
بعد همون طور نیم دایره قلت بخورم بیام کنارت
پای راستم رو بلند کنم و بزارم میون پاهات
دست راستم رو هم بزارم روی سینه هات
آه و ناله های قشنگت و عشوه های شیرینت رو بلند کنم
اونوقت صورتم رو بزارم روی صورتت همدیگه رو نوازش کنیم وهمینطور آروم برات حرف بزنم
دلم می خواد تو زل بزنی به ماه و منم زل بزنم به چشای تو و اشک بریزم و محو تماشاشون بشیم
چقدر اون چشما حرف واسه گفتن دارن
اونقدر زیبا هستن که نمی دونم چی باید بگم
شاید زیباتر از همیشه
مدتیه که دیگه نگات آرومم نمی کنه
مدتیه که دیگه حرفات معجزه نمی کنه
مدتیه که دیگه صدات مستم نمی کنه
مدتیه که گم شدی
مدتیه که گمت کردم
مردم
طرف ما که شب نیست
صدا با سکوت آشتی می کنه
کلمات انتظارمی کشن
من با تو تنها نیستم
هیچکس با هیچکس تنها نیست
شب از ستاره ها تنهاتراست
خشم کوچه در مشت توست
در لبان تو شعر روشن صیقل می خورد
و شب از ظلمت خود وحشت می کند
من تو را دوست دارم
....

7 Comments:

Blogger sohrab ghavami said...

می بینی
همش حرفای قشنگ تو رو می کنم پست می زارم اینجا
چیکار کنم
من که چیزی ندارم
من که هیچی بلد نیستم
همش از تو دارم یاد می گیرم
از چشات

8:47 AM  
Anonymous علي علي اكبري said...

چه بگويم رفيق..... واژه ها همراهي نمي كنند..... مطلب آينده ام را بخوان...بزودي تحرير ميشود.....به مانند تو خوب نخواهد بود... فقط تجربه اي نو است.... براي تار زلفاني كه از موليان تا كنون در قافيه تكرار ميشوند......



گفتا تو بندگي كن

12:22 PM  
Anonymous ....shirin..... said...

doostam......... delam barat tang shode ..........
hanoz natonestam mail bedam........... zode zod miam . ghol midam...........
ghol midam hameye harfato gosh konam..........
dadashi nemikhay baram dardo del koni.........?
mesle hamishe fogholade neveshty .......o baz vali.........akhe chera........

1:10 PM  
Anonymous Anonymous said...

سلام دوست عزيز . ممنون از بابت كامنتت .
راست ميگي آدم پدر و مادرش فهنگي باشند همه اش تنهاييه و بس !
البته شهريار دوست وبلاگيه منه . نمي دونم منظورتون نوشته هاي شهريار تو وبلاگ خودش بود يا نوشته هاي من تو وبلاگ خودم ؟!
اينايي كه تو وبلاگ من بود زندگي منه . لينك شهريار هم كه پايين پستم مي بينيد .
ايناهاش . من اينجام :
detail.wordpress.com

3:29 PM  
Blogger prs said...

تصحيح مي كنم .... فرهنگي . نه فهنگي .
و البته پست آخرتونو خوندم خيلي زيبا بود . جدي ميگم .

3:32 PM  
Anonymous ali said...

salam rafigh .....
man vaghan ozr mikham ke dir be dir vasat nazar mizaram .. vaghan ozr mikham ............
---------
up karam .... zahmato kam kardam !!

4:46 PM  
Anonymous لبخند می زنم روزی said...

عشق تازی

یا

عشق بازی

؟

کدومش ؟

7:55 PM  

Post a Comment

Subscribe to Post Comments [Atom]

<< Home